داستان گل همیشه بهار

داستان گل همیشه بهار 🌑
استایل یونا برای کنسرت اسلاید دو
_یونا
+بله
_(حلقه رو از جیبش در آورد)خودت میدونی که زیاد رمانتیک نیستم اما حاضری توی خنده هام،گریه هام،زندگیم باهام شریک شی؟
+(اشک تو چشاش جمع شده و شکه)چرا که نه
می.سان:یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم می‌خوام بیام دستتکنم برینی نو سرنوشتم (اصلا هم از سر حسودی این آهنگو نخوندم)
+مرضضض😐🔪
می.سان:یاع یاع یاع یاع یاع یاع یاع
+ولش دیگه تو رد دادی🫡😐
(عکس حلقه خواستگاری اسلاید آخر)
آرمیا:خوداااااااااا نالبعمپتلاهیغمقیهغژغنقژعمقژفعمیلعم بلاخره شیپامون درست در اومدددددد
ویو بعد کنسرت توی خونه جیمین:
+جیمینااااا
_بله(خنده)
+دوست دارم(کیوت)
_من دوست ندارم..
می.سان:هورااا دیدی گفتم یونا خانم
_بلکه عاشقتم
می‌.سان:ریدم آبم تا ته قعطه 😐🔪
_و+:🤣🤣
می.سان:مرضضضضض

خلاصه دوسال از این ماجرا میگذره و بلاخره روز عروسی این دو کبوتر عاشقه
خ
م
ا
ر
ی
دیدگاه ها (۰)

ویو صبح عروسی از زبان یونا:خب الان یه هفتس که جیمین و ندیدمو...

It is clear from your words that you have a pure heart and I...

درخواستی کیوتم که استوریموبزارم.از این به بعد استوریامو پست ...

این داداشامون ایرانیهههههیسسسسسسخترگخغلجهغلجهغبهحفبدوسش میدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط