همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
دیدگاه ها (۲)

زیر چتر خدا بودن یعنی آرامشدر دل تاریکی‌ها... وقتی حضورش رو ...

هوبی در ویورس🐿️: آرمی!! فهمیدم یه جایزه خیلی بزرگ گرفتیم. هم...

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

من میدونم که تنهایی چه حسی داره، من میدونم از اینکه هیچ کس س...

استی: ای‌ان... کرونا گرفتم.......ㅠㅠ🦊: مریض نشو... جدی میگم.....

ادامه پارت یازدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط