تکیه کردن به تو را"دوست دارم"
تکیه کردن به تو را"دوست دارم"
اما از دوباره افتادن می ترسم؛
نگاهت را"دوست دارم"
اما از سرد شدن های نگاهت می ترسم؛
دستانت را"دوست دارم"
اما از دوباره خالی ماندن دستانم میترسم؛
آغوشت را "دوست دارم"
اما از دوباره بی پناه شدن می ترسم؛
با تو بودن را "دوست دارم"
اما از دوباره شکسته شدن"دلم" می ترسم؛
محبت هایت را "دوست دارم"
اما از بی توجهی های دوباره ات می ترسم؛
با تو تا ابد بودن را "دوست دارم"
اما از دوباره رفتن ها می ترسم؛
قصه ی پر غصه ام را، کوتاه می کنم؛
تو را "دوست دارم"
اما از این همه "امأ "ها می ترسم....
اما از دوباره افتادن می ترسم؛
نگاهت را"دوست دارم"
اما از سرد شدن های نگاهت می ترسم؛
دستانت را"دوست دارم"
اما از دوباره خالی ماندن دستانم میترسم؛
آغوشت را "دوست دارم"
اما از دوباره بی پناه شدن می ترسم؛
با تو بودن را "دوست دارم"
اما از دوباره شکسته شدن"دلم" می ترسم؛
محبت هایت را "دوست دارم"
اما از بی توجهی های دوباره ات می ترسم؛
با تو تا ابد بودن را "دوست دارم"
اما از دوباره رفتن ها می ترسم؛
قصه ی پر غصه ام را، کوتاه می کنم؛
تو را "دوست دارم"
اما از این همه "امأ "ها می ترسم....
- ۲.۴k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط