پسره هفت سالش بود

پسره هفت سالش بود
کنارپیاده رونشسته بود
گفتم شایدگم شده
بهش گفتم:
کوچولوراه خونتونوگم کردی؟
گفت:اسکول،منتظرزیدمم:confused_face:
گوشیش زنگ زدیه آیفون6ازجیبش دراورد
گفت:الو،منو نیم ساعته اینجاکاشتی؟
خوپاشوبیاانترخانوم!



رفتم خونه دارم رو آلبوم عکس بچگیام تف میکنم

#طنز
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۴ (سرنوشت)

نام رمان (عشق میان ما

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part41پس الان وقتش بود_چون از رفتارت خوشم نمی...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط