Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.36

(از زبون جونگ‌کوک)

این روزها بدون ا.ت انگار زمان کندتر می‌گذره. صبح‌ها که بیدار می‌شم، اولین کاری که می‌کنم چک کردن پیام‌هاشه. امروز هم مثل همیشه پیام صبحش رو خوندم و با لبخند جواب دادم. بعد رفتم تمرین. بدنم کار می‌کرد ولی ذهنم کاملاً جای دیگه بود. مدام به این فکر می‌کردم که ا.ت الان کجاست، باباش چطوره، چقدر خسته‌ست.

(غمگین)

تمرین که تموم شد، رفتم استودیو. هدفون رو گذاشتم و شروع کردم به کار. یه ملودی طولانی ساختم که از اول غمگین شروع می‌شد ولی وسطش یه ذره نور امید داشت. اسم موقتش رو گذاشتم «برگشت بارون». وقتی گوش دادم، چشمام بسته شد و تصویر ا.ت اومد جلوی چشمم. یاد خنده‌ش، یاد وقتی که تو بارون چتر رو بهش دادم، یاد شب‌هایی که با هم حرف می‌زدیم.

عصر یه پیاده‌روی تنهایی رفتم. به همون پارک رفتم که با هم بودیم. روی نیمکت نشستم و به رودخونه نگاه کردم. باد خنک می‌اومد و من فقط بهش فکر می‌کردم. دلم آنقدر تنگ بود که گاهی نفس کشیدن سخت می‌شد.

(دلتنگی عمیق)

شب که شد، تماس گرفتم. ا.ت تو اتاقش بود و صدای مادربزرگش از دور می‌اومد. خسته به نظر می‌رسید ولی وقتی صدام رو شنید، لبخند زد.

- امروز چیکار کردی بارون؟

ا.ت از بیمارستان گفت، از اینکه باباش امروز بهتر بود و با هم حرف زدن، از غذایی که درست کرده بود. منم براش از تمرین گفتم، از ملودی جدیدی که ساختم، از اینکه چقدر دلم براش تنگ شده.

(صمیمی)

- وقتی برگشتی، قول می‌دم برات وقت زیاد بذارم. دیگه نمی‌خوام این فاصله باشه.

ا.ت آروم گفت که دلش برای سئول و برای من تنگ شده. حرف زدن از آینده، از موسیقی که دوباره با هم می‌سازیم، از روزهایی که دوباره با هم قدم می‌زنیم. گاهی خنده‌هامون برمی‌گشت و گاهی سکوت غمگین.

(امید و غم قاطی)

قبل از قطع تماس، آروم گفتم:

- شب بخیر بارون. زود بیا پیشم، بدون تو همه چیز بی‌رنگه.

ا.ت جواب داد:

+ شب بخیر تهی. دارم بهت فکر می‌کنم.

تماس که قطع شد، دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. دلم خیلی تنگ بود، ولی این تماس‌های شبانه مثل یه نور کوچیک تو تاریکی بود. می‌دونم که ا.ت هم مثل من منتظره. امیدوارم زودتر این جدایی تموم بشه و دوباره مثل قبل با هم باشیم.

(پر از امید)

هر شب بیشتر به برگشتنش فکر می‌کنم.............
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۴)

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.37(از زبون ا.ت)این روزها ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.38(از زبون نویسنده - یک س...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.35(از زبون جونگ‌کوک)این ر...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.34(از زبون نویسنده)ا.ت تو...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.23(از زبون جونگ‌کوک)امروز ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط