ياد من باشد فردا دم صبح
ياد من باشد فردا دم صبح
به نسيم از سر صدق سلامي بدهم
و به انگشت نخي خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگي شيرين است، زندگي بايد کرد
گرچه دير است ولي
کاسه اي آب به پشت سر لبخند بريزم شايد
به سلامت زسفر برگردد
نور اميد بکارم در دل
لحظه را دريابم
من به بازار محبت بروم فرداصبح
مهرباني خودم، عرضه کنم
يک بغل عشق از آنجا بخرم....
به نسيم از سر صدق سلامي بدهم
و به انگشت نخي خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگي شيرين است، زندگي بايد کرد
گرچه دير است ولي
کاسه اي آب به پشت سر لبخند بريزم شايد
به سلامت زسفر برگردد
نور اميد بکارم در دل
لحظه را دريابم
من به بازار محبت بروم فرداصبح
مهرباني خودم، عرضه کنم
يک بغل عشق از آنجا بخرم....
- ۴۴۸
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط