نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

باز هم شاعر بیچاره که از خواب افتـاد

ذکر ها از پی هم شعر شدند ، تا اینکه

نوبت ذکر حسین شد دهنش آب افتاد
دیدگاه ها (۲)

من یک زنم ...خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!من یک زنم...خالق...

پر بزن...چـــــــــــــــــادرت تو را بال است...چـــــــــــ...

به افتخار همسران چادرینیشخندی زد و گفت:مگر این معشوقه دلبری ...

آقای من...گیج و حیرانم مکن در وادی کرب و بلا یک کلامش کن بگو...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

پارت ۹شب وقتی مادارا و ایزونا برگشتند خانه، یک ثانیه هم معطل...

‧₊˚🪷✩ Scenario Sky ✩🪷₊Night 🌚اون شب بسیار شب سردی بود اون شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط