لمسَت کردم

لمسَت کردم
ای کاش هیچگاه تن به خواسته ات نمیدادم
همیشه فکر میکردم تا یکی شدن تنها یه قدم فاصله داریم
اگر میدانستم روزی لمس تنت اینگونه فاصله می اندازد
بین من و تو بین این همه احساس
هرگز تن به هوسی نمیدادم که می پنداشتم
انتهای ِ عشق است
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی..جدایی..

پارت ۳۱

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

عاشقانه های شبنم

dark life = 16

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط