از سگ ها خسته ای

از سگ ها خسته ای
روی یک میز شطرنج ، کنار تابلو سگ ممنوع
"ببخشید خانوم این تابلو را دیدی؟ "
_ لوسی ، بیا بریم مامان‌.
لوسی دمش را تکان داد
لوسی اسم زن بود یا مرد؟ ازین که زن حرفت را به هیچ جایش نگرفت تعجب نکردی از نظر تو زن ها کر مادر زادند مخصوصا اگر چیزی به ضررشان باشد.
بساط ورق و ورق بازی پهن بود
عزیزم، چقدر شانه هایت پهن اند .
پیر مرد گیشنیز انداخت و بلند گفت ای عدالت ای عدالت. تو خندیدی ، پیرمرد زیرچشمی تقلب میکرد. اس ام اس زدی "عدالت کجاست"
نوشت تو "جیب پاره ام‌". گفتی "چه رنگیه؟" نوشت "جیبم پاره بود افتاد. "
عدالت همین قدر سبک بود.
/ ۶ اردی‌بهشت 405
دیدگاه ها (۵)

_« چرا اینقدر نگرانی گندم ؟ ناراحت نباش بابا فقط جاهای نظامی...

مینویسم از تلألو ضربت نمکدان شکستن روزگار ،اما این بار نه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط