عزیزان: من درسنّ 58 سالگی با دو بار کربلا رفتن و چهاربارش
عزیزان: من درسنّ 58 سالگی با دو بار کربلا رفتن و چهاربارشام پر بلا(سوریه) و به
لطف حق و شب زنده داریهای مداوم در ماه مبارک رمضان , خادم گلزار شعرا شدم
لذا 58 سالی را که به بطالت گذشت
بعنوان شب یلدای عمرم تلقی کرده و این سروده ام , خطاب به خودم میباشد:
==================
*** گلبانگ ***
ای خفته یِ غافل : شبِ یلدات سپری شد
گلبانگ اَذان , رهبرِ مرغِ سحری شد.
بر خیز و تو بشتاب . به گلزارِ عبادت .
پیرانه سری , نخلِ امیدت ثمری شد .
آن گویِ طلا , میرسد اکنون ز رهِ دور .
هشدار , که وقتِ هنر و جلوه گری شد .
گر عهدِ شبابت , به بطالت همه بگذشت.
صد شکر, که این باقیِ عمرت دُرری شد
بر حَبلِ متین , معتصم و معتکف آمد .
دل داده به دلدار و حقیقت نگری شد.
ای خالقِ یکتا و تو ای قادرِ مطلق .
الغوث. , اگر سستی و کوته نظری شد.
* آنگه , که شدم زائرِ آرامگهِ یار .
ارکانِ وجودم , همه زیر و زبری شد.
* در دایره یِ عشق , تو دیدی دلِ خاطی
از شرم , رخم رنگ به رنگ و جگری شد
اندر قفسِ سینه , فرو ماندی و خاموش
آنگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد
دیوارِسکوتم همه بشکست و فرو ریخت
طبعم به خروش آمد و کِلکم شرری شد.
فریاد بر آوردم از آن اوجِ ستم ها .
گوشِ فلکِ عربده جو , رو به کری شد .
مهمان که شدم , چند صباحی به برِ او .
سقّایِ دلم , نیّرِِ شمس و قمری شد .
دیدم , که از الطافِ دلارایِ الهی .
هر ذرّه غبارِ حرم اش , تاجِ سری شد.
* بر بامِ دلم , خیمه زده مرغِ همایون .
کاینسان قلمم رایتِ فتح و ظفری شد .
این گوهرِ توحید و نبوّت و امامت .
ِِِاِرثیست , که از سویِ پدر بر پسری شد
* در متنِ شمیم و طنینِ عشق , عظیما :
هر لحظه مرا هدیه یِ بس تازه تری شد
* در دفترِ سوّم , که ملقّب به نسیم است
طوبایِ دلم , بارِ دگر بار وَری شد .
*******************
ای خفته یِ غافل شبِ یلدات سپری شد
پیرانه سری , نخلِ امیدت ثمری شد
********************
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
یاد آوری :
1_ بطالت = بیهوده گویی .
2_ حبل = ریسمان .
3_ متین = محکم و استوار.
4_ معتصم= چنگ زننده به دامن کسی.
5= مطلق= تمام . همه .
6= الغوث = به فریاد رس .
7= خاطی= خطا کار.
8= کِلک = قلم.
9= طبع= ذات , سزشت (منظور= طبع شعرم)
10= نیّر= نور دهنده .
11= شمیم و طنین و نسیم = نام سه جلد کتاب اشعارم که به چاپ رسیده .
12= طوبی یا طوبا = نام درختی در بهشت.
لطف حق و شب زنده داریهای مداوم در ماه مبارک رمضان , خادم گلزار شعرا شدم
لذا 58 سالی را که به بطالت گذشت
بعنوان شب یلدای عمرم تلقی کرده و این سروده ام , خطاب به خودم میباشد:
==================
*** گلبانگ ***
ای خفته یِ غافل : شبِ یلدات سپری شد
گلبانگ اَذان , رهبرِ مرغِ سحری شد.
بر خیز و تو بشتاب . به گلزارِ عبادت .
پیرانه سری , نخلِ امیدت ثمری شد .
آن گویِ طلا , میرسد اکنون ز رهِ دور .
هشدار , که وقتِ هنر و جلوه گری شد .
گر عهدِ شبابت , به بطالت همه بگذشت.
صد شکر, که این باقیِ عمرت دُرری شد
بر حَبلِ متین , معتصم و معتکف آمد .
دل داده به دلدار و حقیقت نگری شد.
ای خالقِ یکتا و تو ای قادرِ مطلق .
الغوث. , اگر سستی و کوته نظری شد.
* آنگه , که شدم زائرِ آرامگهِ یار .
ارکانِ وجودم , همه زیر و زبری شد.
* در دایره یِ عشق , تو دیدی دلِ خاطی
از شرم , رخم رنگ به رنگ و جگری شد
اندر قفسِ سینه , فرو ماندی و خاموش
آنگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد
دیوارِسکوتم همه بشکست و فرو ریخت
طبعم به خروش آمد و کِلکم شرری شد.
فریاد بر آوردم از آن اوجِ ستم ها .
گوشِ فلکِ عربده جو , رو به کری شد .
مهمان که شدم , چند صباحی به برِ او .
سقّایِ دلم , نیّرِِ شمس و قمری شد .
دیدم , که از الطافِ دلارایِ الهی .
هر ذرّه غبارِ حرم اش , تاجِ سری شد.
* بر بامِ دلم , خیمه زده مرغِ همایون .
کاینسان قلمم رایتِ فتح و ظفری شد .
این گوهرِ توحید و نبوّت و امامت .
ِِِاِرثیست , که از سویِ پدر بر پسری شد
* در متنِ شمیم و طنینِ عشق , عظیما :
هر لحظه مرا هدیه یِ بس تازه تری شد
* در دفترِ سوّم , که ملقّب به نسیم است
طوبایِ دلم , بارِ دگر بار وَری شد .
*******************
ای خفته یِ غافل شبِ یلدات سپری شد
پیرانه سری , نخلِ امیدت ثمری شد
********************
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
یاد آوری :
1_ بطالت = بیهوده گویی .
2_ حبل = ریسمان .
3_ متین = محکم و استوار.
4_ معتصم= چنگ زننده به دامن کسی.
5= مطلق= تمام . همه .
6= الغوث = به فریاد رس .
7= خاطی= خطا کار.
8= کِلک = قلم.
9= طبع= ذات , سزشت (منظور= طبع شعرم)
10= نیّر= نور دهنده .
11= شمیم و طنین و نسیم = نام سه جلد کتاب اشعارم که به چاپ رسیده .
12= طوبی یا طوبا = نام درختی در بهشت.
- ۲۶.۷k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط