دست و پا میزنی ای غم، به فنایم بدهی

دست و پا میزنی ای غم، به فنایم بدهی
یا که با درد فراقش، می نابم بدهی

مکن ای صبح طلوع، شهر دلم غمگین است
باز هم وعده پوچ ، قول سرابم بدهی

خسته جانی به برم مانده کشم بر دوشم
خاطرت جمع که با خاطر عذابم بدهی

بال وپر میزنم و در خودم هم گم گشتم
شاید این گمشده را ، راه نجاتم بدهی

گر ببارد به سرم تیر بلا حرفی نیست
چه شود چتر شوی، بلکه پناهم بدهی

مونسی نیست به بر، جز قلم و این دفتر
میزنم داد که شاید ، تو جوابم بدهی

گله ای نیست اگر ،بی کس و تنها ماندم
کاش این بی کسیم را، به وصالی بدهی
دیدگاه ها (۱)

یادت را خواهم آویخت، بر گردن احساسم، و از غزل دلتنگی ام پلی ...

دستم که به نفرین تو بالای سرم رفتتا نام تو بردم دل دیوانه دع...

قصه ای با تو مرا هست نمی دانم چیستصبر بی طاقت سرمست نمی دانم...

تمام دنیا را هم به من بدهندذره ای جای یک لحظـــهحس بودنت راب...

‍ ویرانتر از اینم مکن ای دوست ...خرابممن تشنهِ لب عمریست ...

بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام و بیشتر از آنچه باور کن...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما چهارشنبه 20 تیر 97فا...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۵جونگ هون: تو درخواست ازدواجم و قبول ...

تلافی

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط