برخی اخبار از بستهای حکایت دارد که هدف آن حل منازعه نی
✍ برخی اخبار از بستهای حکایت دارد که هدف آن حل منازعه نیست، بلکه مدیریت موقت بحران به نفع طرف آمریکایی است. در این چارچوب، از ایران امتیازهای سخت گرفته میشود، بیآنکه گشایش اقتصادی یا تضمین پایدار ارائه شود.
حسب برخی اخبار آنچه بهعنوان پیشنهاد آمریکاییها صرفا در موضوع هستهای و نه موشکی مطرح شده، نه یک معامله متوازن، بلکه یک تنظیم رفتاری یکطرفه است. توقف چندساله غنیسازی در سطوح بالا، محدود شدن به غنیسازی ۱.۵ درصدیو حتی واگذاری ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد، همگی امتیازهای فنی، عینی و کوتاهمدت اما پرهزینهای هستند که ایران باید ارائه دهد. در مقابل، تنها چیزی که طرف آمریکایی عرضه میکند، «عدم حمله نظامی» است؛ امری که نه امتیاز محسوب میشود، نه تعهد حقوقی الزامآور دارد و نه هزینه واقعی برای طرف مقابل ایجاد میکند.
در این چارچوب، لغو تحریمها عمداً از معادله حذف شده است؛ زیرا تحریم، ابزار اصلی فشار ساختاری و بلندمدت آمریکا است و واگذاری آن، تضعیف اهرم راهبردی محسوب میشود.
عدم توازن دقیقاً در همینجاست:
■ ایران: تعهدات فنی، قابل راستیآزمایی، محدودکننده و پرهزینه میدهد.
■ آمریکا: تعهدی سلبی، غیرالزامآور و کاملاً قابل بازگشت ارائه میکند.
«عدم حمله» نه ضمانت دارد، نه افق زمانی مشخص و نه ارزش بازدارنده مستقل. نتیجه، تقلیل توافق از یک معامله راهبردی به یک تنظیم موقت فشار است؛ وضعیتی که نه به رفع تحریم میانجامد و نه به حل منازعه، بلکه صرفاً زمان را به نفع طرفِ دارای اهرم فشار یعنی آمریکاییها بازتوزیع میکند.
امیدواریم چنین اخباری صحت نداشته باشد.
سفیر ایرانی
حسب برخی اخبار آنچه بهعنوان پیشنهاد آمریکاییها صرفا در موضوع هستهای و نه موشکی مطرح شده، نه یک معامله متوازن، بلکه یک تنظیم رفتاری یکطرفه است. توقف چندساله غنیسازی در سطوح بالا، محدود شدن به غنیسازی ۱.۵ درصدیو حتی واگذاری ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد، همگی امتیازهای فنی، عینی و کوتاهمدت اما پرهزینهای هستند که ایران باید ارائه دهد. در مقابل، تنها چیزی که طرف آمریکایی عرضه میکند، «عدم حمله نظامی» است؛ امری که نه امتیاز محسوب میشود، نه تعهد حقوقی الزامآور دارد و نه هزینه واقعی برای طرف مقابل ایجاد میکند.
در این چارچوب، لغو تحریمها عمداً از معادله حذف شده است؛ زیرا تحریم، ابزار اصلی فشار ساختاری و بلندمدت آمریکا است و واگذاری آن، تضعیف اهرم راهبردی محسوب میشود.
عدم توازن دقیقاً در همینجاست:
■ ایران: تعهدات فنی، قابل راستیآزمایی، محدودکننده و پرهزینه میدهد.
■ آمریکا: تعهدی سلبی، غیرالزامآور و کاملاً قابل بازگشت ارائه میکند.
«عدم حمله» نه ضمانت دارد، نه افق زمانی مشخص و نه ارزش بازدارنده مستقل. نتیجه، تقلیل توافق از یک معامله راهبردی به یک تنظیم موقت فشار است؛ وضعیتی که نه به رفع تحریم میانجامد و نه به حل منازعه، بلکه صرفاً زمان را به نفع طرفِ دارای اهرم فشار یعنی آمریکاییها بازتوزیع میکند.
امیدواریم چنین اخباری صحت نداشته باشد.
سفیر ایرانی
- ۳۹۰
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط