..........

..........
انچنان غرق تمنا بودم
ک ندیدم نگران شد زغمم
بسته شد جانو سرم
داغدار شد جگرم
نفسم تنگ شدو
جان رسیدش ب لبم
روزهای متوالی بگذشت
حکم دل لازم شد
منو یار بدو یک بازی شوم
دل من سخت شکست
حکم دل شد نابود
و منو تنهایی
و شکستی سنگین
و دلی بی دلو یار
و همانا نگاهی نگران
ک دگر نیست برای قلبم
ک دگر لازم نیست
ک شده محرم یاری دیگر .............
دیدگاه ها (۲)

.............با تووو تمومه قلب شکستمو سردی دستامبغض گلومو هر...

.............دلم تنگه واسه چشماتواسه دستای پرمهرت واسه خندید...

........بیا ای دلبر شیرین نگاهم کن بهارانم وداع اخره انگاربر...

..........گفتم عاشق شدم گفتن وای خدا مرگم بده این معصیتهگفتم...

پارت ³³ا/تا/ت:میبرمش...میبرمش پیش لوناجیمین:الان اینکار درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط