ویو ات

ویو ات
کوک: فکنم دیگه وقته بیدار شدنه
ات: بگیر بخواب من خوابم‌نمیاد دیگه
کوک: ن من زود بیدار میشم
ات: اها
کوک: پاشو بریم یچی بخوریم
ات: باشه
رفتم دسشویی کارای اازمو کردم اومدم بیرون ی تاب شلوارک پوشیدم موهامو شونه کردم رفتمکپاتیین که صبحونه اماده کرده بود یعنی یبچه انقد براش مهمه
نزدیک شدم بخورم که بوی پنیرو خامه داش دیوونمومیکرد
ات: اییی
دوییدم سمت سرویس و بالا اورد
کوک: نگو که الان نمیتونی چییزی بخوری؟( داد جوری که صداش ب ات برسه
برگشتم تو اشپز خونه
کوک: بشین‌بخول
ات: ن ن ن بو میده نمیخوام
کوک: چی بو میده
ات: پنیر خامه
کوک: حالا یکم بخور
ات: ن نمیخوامو
کوک: دیروز هیچی نخوردی کم لج کن
ات: ن
کوک پاشد پنیرو خامه رو ب داشت
کوک: حالا چی بیا بشین بخور
ات: ن گشنم نیس
کوک: مگه دست توعه
پاشد امد سمتم منو رو پاش نشون با ی دستش سفط کمرو گرفته بود که در نرم
دیدگاه ها (۰)

ویو ات که در نرم با اون یکی دستشن برام لقبه کوچولو درس کرد ...

ویو کوکات: باشه داشتم با ات حرف میزدم اتم سر پا بم گوش مید...

کوک ویو کوک: درس حرف بزن بچه جونن ات: نچ نموخوام کوک: کار دس...

ویو کوک بد گزاشتنش رو تخت روشو بر گردون و پشت ب من دراز کشید...

#p7: اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره. نیلو: ا/ت یه خبر خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط