«فصل۲ The magic of lov »
«فصل۲ The magic of lov »
part ۱۱۶
نیست.
هول و نگران گفتم برین خونه
جدي سري تكون داد و گفت دارم میرم جلسات امروزم رو کنسل کن... و خيلي درمونده بلند شد و کت و کیفش رو بیحال برداشت و زد
بیرون
نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت
خوشحال بودم از اینکه ویه و ناراحت بودم از اینکه داره درد
میکشه...
اصلا رو پام بند نبودماصلا رو پام بند نبودم تمام تنم از خوشی میلرزید
جیغ شاد و خوشحالی کشیدم و تند بالا و پایین پریدم.
وااي خدا!...
خودش بود. خودش بود
مرد من...
سریع و شاد دویدم بیرون
اما...
حالش
حالش نگرانم میکرد
شري
گنگ :گفت چش بود؟ صبح که خوب بود
وقتی اون نیست کاری اینجا ندارم.
سریع وسایلم رو جمع کردم و به شري گفتم یه کار خيلي فوري برام
پیش اومده شري..
نگران گفت اگه برگرده اخراجت میکنه ها...
تند گفتم میدونم ولی باید برم..تلفنا با تو لطفا.. و سریع و بدون مکث دویدم بیرون.
باید میرفتم خونه
باید کاری میکردم حالش خوب شه..
به مراقبت نیاز داشت تنهایی خوب نبود براش مخصوصا حالا که میدونستم ويليام منه..
زنگ واحدش رو زدم
باز نکرد.
واي.. نکنه چیزیش شده باشه..
نکنه از حال رفته باشه
هول کردم
تند تند کوبیدم به در..
نگران با یه دستم زنگ و با اون یکی میکوبیدم به در
یه دفعه در باز شد
هول گفتم حالت خوبه؟
part ۱۱۶
نیست.
هول و نگران گفتم برین خونه
جدي سري تكون داد و گفت دارم میرم جلسات امروزم رو کنسل کن... و خيلي درمونده بلند شد و کت و کیفش رو بیحال برداشت و زد
بیرون
نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت
خوشحال بودم از اینکه ویه و ناراحت بودم از اینکه داره درد
میکشه...
اصلا رو پام بند نبودماصلا رو پام بند نبودم تمام تنم از خوشی میلرزید
جیغ شاد و خوشحالی کشیدم و تند بالا و پایین پریدم.
وااي خدا!...
خودش بود. خودش بود
مرد من...
سریع و شاد دویدم بیرون
اما...
حالش
حالش نگرانم میکرد
شري
گنگ :گفت چش بود؟ صبح که خوب بود
وقتی اون نیست کاری اینجا ندارم.
سریع وسایلم رو جمع کردم و به شري گفتم یه کار خيلي فوري برام
پیش اومده شري..
نگران گفت اگه برگرده اخراجت میکنه ها...
تند گفتم میدونم ولی باید برم..تلفنا با تو لطفا.. و سریع و بدون مکث دویدم بیرون.
باید میرفتم خونه
باید کاری میکردم حالش خوب شه..
به مراقبت نیاز داشت تنهایی خوب نبود براش مخصوصا حالا که میدونستم ويليام منه..
زنگ واحدش رو زدم
باز نکرد.
واي.. نکنه چیزیش شده باشه..
نکنه از حال رفته باشه
هول کردم
تند تند کوبیدم به در..
نگران با یه دستم زنگ و با اون یکی میکوبیدم به در
یه دفعه در باز شد
هول گفتم حالت خوبه؟
- ۲۴۸
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط