P

P⁶


ویو تینا

سه ماه بعد
امروز خونه روزی و جینی دعوت شدیم خانواده من و آقای کیم
از خواب بیدار شدم امروز باید شرکت هم میرفتم چون بهم گفته بودن رئیس کار مهمی باهام داره
رفتم و یک دوش گرفتم مو هام کوتاه کردم برای همین تایم زیادی برای شستن نمی‌خواد بعد از ۳۰ دقیقه از حموم بیرون آمدم دیدم برای گوشیم پیام آمده
+ تا ۱ ساعت دیگه اونجا باش تا وقتی که بخوایم بریم خونه زن دادش
- باشه میام
رفتم موهام رو خشک کردم بعد از خشک کردن موهام یک میکاپ لایت کردم لباس پوشیدم به بیرون رفتم
- صبح بخیر مامان صبح بخیر بابا جیمین خوابه
مامان: نه صبح زود رفت با جینی قرار داشت گفت بعد از ظهر هم با هم میان تو کجا میری
- دارم میرم شرکت آقای کیم کار مهمی داره پیام داد که برم شرکت
بابا: باشه برو شب هم زود بیاین چون آقای کیم کار مهمی داره گفته هم تو هم تهیونگ باید باشین کار مهم رو با شما داره
- باشه بهش میگم
از روی صندلی بلند شدم سمت در رفتم و با راننده سمت شرکت رفتم

۶ بعد از ظهر

بلاخره کارمون تموم شد
+ بلند شو تا بریم اگه دیر برسیم از بابا هامون شاید بگذریم ولی از جین نه
_ آره بریم بریم😂
کیفم برداشتم رفتیم بیرون رفتیم سمت ماشین گرون قیمت تهیونگ سوار شدیم و رفتیم سمت خونه روزی و جین
رفتیم داخل همه نشان بودن سلام کردیم نشستیم
پ،ت: خوب خانم ها آقایون من امروز می‌خوام دوتا خبر خوب به همه بدم
بومگیو: چیه عمو نکنه میخوای دوباره ازدواج کنی
م،ت: هی بومگیو نامزد ات اینجاست ها نزار بگم یک زمان روی جینی غیرت داشتی
بومگیو: من الانم غیرت دارم
جیمین: خوب تو غلط کردی رو دوست دختر من غیرت داری
- جون دادشم چه غیرتی داره ما نمیدونستیم
همه:😂😂
ب،ت: خوب میزارید بگم
+ بله پدر بفرماید
‌پ،ت: خوب اولیش اینه که من دارم بابا بزرگ میشم
- وای جین راست میگه
+ دادش میزاشتی چهار یا پنج ماهی بگذره
جین: به تو چه آخه
روزی از خجالت سر پایین برده بود چند ثانیه یک بار آستین جین رو تکون میداد
شوگا: خوب عمو دومیش چیه
پ،ت: دومیش اینکه من دلم میخواد تینا عروس دوم من یعنی زن تهیونگ بشه و همه با این ازدواج موافقت کردن



ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

لباس تینا

1 -است تهیونگ۲- اسب ا،ت

P²رفتیم پایین و سر میز غذا نشستیمم،ب: امروز روز خوبی برای من...

فرشته ی من پارت ۵از زبون ا/ت :ب سمت اتاق خواب رفتم و لباس ها...

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط