این شبها و روزهای بارانی را کاش بودی

این شبها و روزهای بارانی را کاش بودی
آنوقت دیگر مهم نبود که
شرابمان به آخر برسد
می رفتیم زیر باران
از بوسه های خیس هم
مست می شدیم
اما تو نیستی و
این من تنها،با جامی در دست آمده زیر باران
اما هرچه بوسه می زنم بر لب جام
نه باده مستم می کند و نه باران...
دیدگاه ها (۴)

ﻟﻌﻨـــــــــــــــــﺘﯽ !!ﺑﺒﺨــــــــــــــــــــــــﺶ ...ﮐﻪ ...

مــــــــــــــــــــن آرااااام دوستت خواهم...

فقط با سایه خودم میتوانم حرف بزنم...اوست که مرا وادار به حرف...

دوست دارم همیشه دلتنگت باشم...به یادت که می افتم،حس میکنم قد...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط