من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن!
تا چراغ لذت،
تا سکوت خواهش،
تا صدای پر تنهایی...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

کعبه ام بر لبِ آبکعبه ام زیر اقاقی هاستکعبه ام مثل نسیم ، می...

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد :چه سیب های قشنگی !حیات نشئه...

خیره چشمانش با من گوید:کو چراغی که فروزد دل ما؟هر که افسرد ب...

خوشبخت بشین

ـــ یجورایی همیشه تویی که برنده میشی، آخه چطور ممکنه؟؟ + «نذ...

پارت هفتم

پارت اول: پاریس، شهری که همیشه عطر قهوه تازه و صدای قدم های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط