تو را برای شبی عاشقانه کم دارم

تو را برای شبی عاشقانه کم دارم

تو را برای دعای شبانه کم دارم

تو را و گرمی آغوش مهربانت را

برای خلوت و سرمای خانه کم دارم

غروب آمد و اسباب غم فراهم شد

برای گریه ام این بار شانه کم دارم

من آن پرنده ی تنهای زیر بارانم

کمی درخت و کمی آشیانه کم دارم

نخواه از تو و این میل کهنه برگردم

که در برابر حرفت بهانه کم دارم

ببخش اگر سخنانم تو را مکدر کرد

من از تبار عذابم ترانه کم دارم
دیدگاه ها (۳)

من و چشمی که طاقت کرد با چشم انتظاری هاو تقویمی که خط می خور...

همیشه با دل تنگ و تپیده می آییتو مثل حرمت اشکی چکیده می آییه...

با سایه های شب زده پشت نقابهاطرحی شکسته ایم در اندام قابهارن...

هر چند از طراوت چشمات خالی امسنگم نزن شکسته دل این حوالی اما...

#اخرین_پیچ#پارت_25 بغض ام شکست ، بی اختیار. پاهایم قدم برداش...

PT/2 مرد که از حالت دختر فهم...

پارت ۱۱M:"هومم...اولین باره که میبینم ساسکه راجبش بهم خبر ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط