گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!

گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسی بودن
آخ که عجب لذتی دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد…
کافه میرفتیم، بغض میکرد…
قدم میزدیم، بغض میکرد…
حتی لحظه ای هم که بوسیدمش، بغض کرد…
یک جای کار میلنگید!
“من شبیهِ اولین ها نبودم…”
دیدگاه ها (۲)

اوخی…

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴⁷ایینه لعنتی رس...

پدرخوانده پارت : ۸ باران بی‌وقفه روی خیابان‌های سئول می‌باری...

LOOKING FOR YOUPART : ¹⁷ ۱۳ جولای ۲۰۲۶صبح مثل همیشه کافه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط