عشق دردناک²
عشق دردناک²
p³⁵
"ویو ۱ ساعت بعد"
_جونگکوک من دیگه جون ندارم
+لوازم ارایشی نمیخوای
_خب آره
+پس بیا
باهم به سمت لوازم آرایشی ها رفتیم
به سمت رژ لب رفتم و امتحانش کردم
_جونگکوک این خوبه
+بنظرم رژ لب رو ولش کن بیا بریم(دست ا.ت رو کشید)
_عهه
لوازم آرایشی های دیگه رو گرفتیم و به سمت خونه حرکت کردیم
بلاخره رسیدیم و رفتیم بالا تویه اتاق
کوک روی تخت نشسته بود منم داشتم وسایل آرایشم رو سر جاش میزاشتم
_میگم چرا نزاشتی رژ لب بگیرم(درحال گذاشتن وسایل ها)
+چون من خودم یه رژ لب قرمز دارم
_کووو(برمیگرده)
برگشتم تا اینکه دستم رو کشید سمت خودش
افتادم روش که شروع زد به مک زدن لبام
همونجوری که بوسه رو ادامه میداد پاشدم و روی پاش نشستم و پاهام رو اون طرف و اون طرف انداختم
و دستم رو دور گردنش حلقه کردم و بوسه رو همراهی کردم
"۱۰ مین بعد"
نفس نفس ازم جدا شد و لب زد:
+بیا...اینم رژ لبت...
_یاااا لبمو ببین چیکار کردی پاره شد
+چیه خوشگل نشد میخوای یه دور دیگه بکنم قرمز تر بشه(خنده شیطانی)
_نه نه عالیه اصلا
p³⁵
"ویو ۱ ساعت بعد"
_جونگکوک من دیگه جون ندارم
+لوازم ارایشی نمیخوای
_خب آره
+پس بیا
باهم به سمت لوازم آرایشی ها رفتیم
به سمت رژ لب رفتم و امتحانش کردم
_جونگکوک این خوبه
+بنظرم رژ لب رو ولش کن بیا بریم(دست ا.ت رو کشید)
_عهه
لوازم آرایشی های دیگه رو گرفتیم و به سمت خونه حرکت کردیم
بلاخره رسیدیم و رفتیم بالا تویه اتاق
کوک روی تخت نشسته بود منم داشتم وسایل آرایشم رو سر جاش میزاشتم
_میگم چرا نزاشتی رژ لب بگیرم(درحال گذاشتن وسایل ها)
+چون من خودم یه رژ لب قرمز دارم
_کووو(برمیگرده)
برگشتم تا اینکه دستم رو کشید سمت خودش
افتادم روش که شروع زد به مک زدن لبام
همونجوری که بوسه رو ادامه میداد پاشدم و روی پاش نشستم و پاهام رو اون طرف و اون طرف انداختم
و دستم رو دور گردنش حلقه کردم و بوسه رو همراهی کردم
"۱۰ مین بعد"
نفس نفس ازم جدا شد و لب زد:
+بیا...اینم رژ لبت...
_یاااا لبمو ببین چیکار کردی پاره شد
+چیه خوشگل نشد میخوای یه دور دیگه بکنم قرمز تر بشه(خنده شیطانی)
_نه نه عالیه اصلا
- ۸.۶k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط