• ری اکشن بلولاک •

• ری اکشن بلولاک •
*موضوع* وقتی خوابن و برای اینکه بیدارشون کنیم میرم میشنیم روی شکمشون و صداشون میکنم(درخواستی)

○ایساگی : سرشو خم کرد دید رو شکمشی یکم سرخ شد و اما بیدار شد و تو هم قضیه رو گفتی اونم مث آدم اومد کمکت کرد😌 بعدش هم بهت گف "حالا بریم با هم بخوابیم؟" تو هم قبول کردی و ...

○رین : یکم سرخ شد چون رو شکمش بودی ولی دستشو گذاشت دور کمرت و قضیه رو ازت پرسید و رفت برات حلش کرد 👍✨

○سائه : سعی کرد به خوابش ادامه بده ولی نتونست بلند شد و قضیه رو که گفتی گف"چیز مهمی نیس" تو هم اصرار کردی ولی اون قبول نمیکرد بهت کمک کنه و تو خواستی قهر کنه که (حال و حوصله ی ناز کشیدنتم نداشت😅) بلند شد و درستش کرد

○شیدو : شیدو قبل از اینکه اسمشو صدا بزنی حس کرد اومدی روش برا همین بیدار شده بود و گفت "کوچولو ، یکم حرکتت تحریک کننده بود" تو خواستی فرار کنی که.. ( دیگه دیره دیگه دیره💃🏻)

○کاراسو : گفتش "ولم کن خوابم میاد" تو ول نکردی اونم از رو شکمش بغلت کرد و جدی ایندفعه تنبیهت کرد( یادتون باشه یه سناریو ی همینطوری داشتم و کاراسو گفت دفعه ی بعدی تنبیهت میکنم 😌)

○ناگی : گوشه ی چشماش باز میشه و میخنده😏 بهت و میکشتت تو بغلش و محکم بغلت میکنه تو هم نمیتونی چیزی بگی و میخوابین 🥹✨

○رئو : انقدر صداش زدی بیدار نشد یکی از خدمتکارا رو صدا زدی اومد کمکت کرد😅آخرشم وقتی رئو بیدار شد باهاش حرف نزدی تا بره برات لباس بخره😈(اخازی)

○باچیرا : بغلت کرد یکم قلقلکت داد و بلند شد دید نمیتونه مشکلتو حل کنه😅 گف از یکی دیگه کمک بخواه و رفت گرف کپید دوباره

○چارلز : کلا زیاد نمیخوابه ولی چون داشت خواب خوبی میدید تو هم بغل کرد و دوباره خوابید چون خوابش خیلی قشنگ بود🥹😅

○چیگیری : گفتش "فقط ۵ دقیقه" . تو هم دیگه بحث نکردی با موهاش بازی کردی تا بیدار شه👍

○بانی : یکم خسته بود ولی جوابتو داد قضیه رو که تعریف کردی لبخند زد و گفت "بیا بریم برات درستش کنم عزیزم" بلند شد و رفت حلش کرد و بعد هم دستشو گذاشت دور کمرت تو گفتی "مرسی کمکم کردی"☺️ و اونم موهاتو بوسید

○آریو : از اینکه اومده بودی روی شکمش یکم خجالت کشید ( راستشو بخوای تحریکم شد🙂‍↔️) خلاصه سعی کرد عادی نشون بده و فریبنده باشه که تو خودت متوجه شدی و بهش خندیدی و اونم گف "چیشده عسلم نکنه تنبیه میخوای ؟"

○یوکیمیا : اولش توجه نکرد میخواست بخوابه اما انقدر صداش زدی که پاشد و گف "عزیزم کار خاصی داری ؟" تو هم قضیه رو گفتی اونم گف"الان حوصله ندارم"(گرفت خوابید🫤) و تو هم باهاش قهر کردی و اما وقتی یوکیمیا بیدار شد ازت عذر خواهی کرد و برات عروسک خرید

○نس : بلند شد و گفتش "چیزی شده عزیزم؟" تو هم مشکلت و گفتی اون اومده حلش کنه (بد تر ریددد😑) گفتی که "نس عزیزم تو برو بخواب ولش کن"

○کایزر : پوزخند زد و دستشو دور کمرت حلقه کرد و اوردت رویه سینش و گف "پرنسس کوچولو دوباره چیکار کردی؟" تو گفتی که "هیچی فقط میخواستم بیدار شی خوابالو"🙂‍↕️ اونم برای اینکه فشاریت کنه گرفت خوابید اما تو هم کشید تو بغلش

ببخشید که ریدمم🫤...
دیدگاه ها (۲۰)

✩。•.─── ❁ - ❁ ───.•。✩✨️🍯*م‍وضوع پست(: ویل / نوابرای ایشون ...

• تک پارت ناگی •*موضوع*   وقتی باهاش دعوا میکنیم؟ (درخواستی)...

• ری اکشن بلولاک •*موضوع* واکنششون وقتی میگیم حالمون ازشون ...

سناریو قفل آبی: اگه خیلی رندوم بوسشون کنید یا بغلشون کنید😗🎀

• ری اکشن بلولاک •*موضوع* وقتی میریم تو بغلشون و میگیم عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط