.

.
عمه افطار به خرما میکرد؛رطب حاصل بین الحرمین

جرعه ای آب..... به گریه میگفت
به فدای لب عطشان حسین....! سفره ای ساده... غم وبد حالی

گریه ی عمه و بد احوالی

سر افطار همیشه میگفت:

جای داداش حسینم خالی

#افطار#رطب#بین_الحرمین #عشق#عالمین#التماس_دعا#شدید#کربلایی_محمد
دیدگاه ها (۶)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

دوست عزيز يا حسين بگو و شعر و رو بخون ببين با دلت چه ميكنه ...

عمه افطار به خرما میکرد،رطب حاصل بین الحرمین...جرعه ای آب......

دم افطار عجب میچسبدرطب تازهء بین الحرمینجرعه ای آب به لب می...

دم افطــــار عجب میچسبــــــدرطب تازه ے بین الحرمیــــــنجرع...

#یا_اباعبدالله_الحسیندم افطار عجب می چسبدرطب تازه ی بیــن ال...

عاشقانه های منوهمسرم :وقت افطار عجب میچسبدرطب تازه ی بین الح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط