دلم تا برایت تنگ میشود

دلم تا برایت تنگ می‌شود ؛
نه شعر می‌خوانم
نه ترانه گوش می‌دهم ،
دلم تا برایت تنگ می‌شود ؛
می‌نشینم ، اسمت را می‌نویسم
می‌نویسم
می‌نویسم
می‌نویسم
بعد می‌گویم :
اینهمه او
پس چرا دلتنگی؟...
دیدگاه ها (۰)

تو جات تو بهشته

در شبان غم تنهايي خويشعابد چشم سخنگوي تواممن در اين تاريكيمن...

از تو جدا شده اماما عشق هنوز پیشاپیش من روان استو هنگام که آ...

برایت نمی نویسم که دلتنگم; اما به ترانه ای که تورا یادم می ...

سهم من از توشعرهاییستکه برایت می نویسمترانه هاییستکه برایت م...

شعر می گویم برایت تا کمی آرام شویمرحم دردت شوم اگر تو بیمار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط