ترسم ،صدای پرپرم، از خواب بیدارش کند

ترسم ،صدای پرپرم، از خواب بیدارش کند
یا بوسه های سرد من، بیمار و تبدارش کند
از یک طرف، می ترسم از، بیماری اش، از آن طرف...
هرشب دعا دارم، خدا، من را پرستارش کند
یک شب، در اوج تب مرا، بوسید و من، داغم از آن
ای کاش، آن یک بوسه را، صدبار تکرارش کند
دارم، هوای بوسه ای و می خرم، با جان خود
آن گل، مرا، با بوسه اش، هردم بدهکارش کند
من، باغبانی خسته ام، در باغ عشق و جز دلم....
حتی صبا، هرگز مبادا آنکه، تیمارش کند
"پروانه! امشب پر مزن، اندر حریم یار من
شاید، صدای پرپرت، از خواب بیدارش کند
دیدگاه ها (۱)

بغض خود را، وسط سینه، فشردم بی توجمعه ها را، همه را، بس که ش...

"سفر، بهانه ی دیدار و آشنایی ماستاز این به بعد، سفر، مقصدِ ن...

نمیدانم چرا شبها ، دلم ناگاه میگیردگلویم را غمی جانسوز و بغض...

بغضم درون یک غزل جا میشد ای کاشبخت سیاه عشق من وا میشد ای کا...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

۱آنقدر مواد کشیده بودم که جاده را ابریشمی می‌دیدم .نور اندک ...

LOOKING FOR YOU PART : ²⁶چند روز از آمدن جونگکوک به عمارت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط