نفسی داشتم و ناله و شیون کردم

نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم

گرچه بگداختی از آتش حَسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم...


"شهریار"
دیدگاه ها (۲)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

فراتر از خویش

به مناسبت تولد "RM"

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_13جلوتر از نامجون رفت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط