بسلام بچه ها
بسلام بچه ها
شرمنده من سری قبل دستم خورد قطع شد و باور کنید وسط کلاس انلاین داشتم می نوشتم
زمانی کا معلمم داشت از بچه ها سوال مطالعات می پرسید😑
خب بریممممم
پارت۲ یاندره سانزو
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ویو ا.ت:
قبل از این که بتونم حرف بزنم سانزو یه دستمال گذاشت روی دهنم و بعدش هیچی نفهمیدم آخرین چیزی که دیدم این بود که سانزو داشت با یه لبخند سادیسمی نگام می کرد و بعدش سیاهی
ویو ا.ت یک ساعت بعد:
بیدار که شدم دیدم رو یه تختم پتو هم روم انداختن یه اتاق تاریک با چراغ خاموش
بعد چند ثانیه یادم اومد چه اتفاقی افتاده و ترسیدم .
پتو رو از رو خودم کنار زدم که فرار کنم داشتم از تخت می یومدم پایین که با چیزی که دیدم مو به تنم سیخ شد
پاهام...پاهام با زنجیر به تخت بسته شده بود
ولی چرا ؟چرا این کار رو کرد؟
وایسا...صدای در می یاد
سریع رفتم سمت تخت و پتو رو خودم کشیدم.یعنی الان چه اتفاقی می یفته ؟
صدای پا می یاد
یکی اومد تو
_بیدار شدی عروسکم
...+
_نمی خوای بیای بیرون
....+
نمی دونستم چی بگم،خدایا چی کار کنم
اروم از زیر پتو اومدن بیرون
_افرین بیا بغلم
.....
ادامه دارد...
شرمنده من سری قبل دستم خورد قطع شد و باور کنید وسط کلاس انلاین داشتم می نوشتم
زمانی کا معلمم داشت از بچه ها سوال مطالعات می پرسید😑
خب بریممممم
پارت۲ یاندره سانزو
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ویو ا.ت:
قبل از این که بتونم حرف بزنم سانزو یه دستمال گذاشت روی دهنم و بعدش هیچی نفهمیدم آخرین چیزی که دیدم این بود که سانزو داشت با یه لبخند سادیسمی نگام می کرد و بعدش سیاهی
ویو ا.ت یک ساعت بعد:
بیدار که شدم دیدم رو یه تختم پتو هم روم انداختن یه اتاق تاریک با چراغ خاموش
بعد چند ثانیه یادم اومد چه اتفاقی افتاده و ترسیدم .
پتو رو از رو خودم کنار زدم که فرار کنم داشتم از تخت می یومدم پایین که با چیزی که دیدم مو به تنم سیخ شد
پاهام...پاهام با زنجیر به تخت بسته شده بود
ولی چرا ؟چرا این کار رو کرد؟
وایسا...صدای در می یاد
سریع رفتم سمت تخت و پتو رو خودم کشیدم.یعنی الان چه اتفاقی می یفته ؟
صدای پا می یاد
یکی اومد تو
_بیدار شدی عروسکم
...+
_نمی خوای بیای بیرون
....+
نمی دونستم چی بگم،خدایا چی کار کنم
اروم از زیر پتو اومدن بیرون
_افرین بیا بغلم
.....
ادامه دارد...
- ۴۶۶
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط