گفته بودم بی تو میمیرم ولی این بار، نه...

گفته بودم بی تو میمیرم ولی این بار، نه...
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار، نه...

تا که پا بندت شدم از خویشتن راندی مرا...
دوست دارم همدمت باشم ولی سر بار، نه...

دل فروشی میکنی گویا گمان کردی که باز...
با غرورم میخرم آن را در این بازار، نه...

قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان...
بار دیگر میکنم خواهش ولی اصرار، نه...

** مرا پس میزنی، ** باز پیشم میکشی...
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار، نه...

می روی اما خودت هم خوب میدانی عزیز...
میکنی گاهی فراموشم ولی انکار، نه...

سخت میگیری به من با این همه از دست تو...
می شوم دلگیر شاید نازنین، بیزار، نه...
دیدگاه ها (۱)

متحرک

❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤❤

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط