Love and hate
Love and hate
(فلش بک به دو سال پیش)
سانا:ا.تتتتتتتت(داد)
ا.ت:چیه
سانا:از یه پسره خوشم اومده
ا.ت:اوووووو.اون پسر خوش شانس کیه
سانا: زهرمار اسمش مکسه اینم عکسش(اسلاید دو)
ا.ت:به نظر من زیاد خوش تیپ نیست تازه کره ایه
سانا:خب دیگه میخوام برم کره
ا.ت:چی بدون من
سانا:نه خانوم خانوما برای تو هم بلیط گرفتم فردا سفر داریم
ا.ت:چی الان به من گفتی تازه فردا هم است
سانا:اره بدو همه چیزا رو جمع کن
ا.ت:اوکیه
(فردا صبح)
سانا:بیدار شو دیر شده باید بریم فرودگاه(داد)
ا.ت:. بیدارم(هول)
(در خونه باز شد)
نوا:صبح بخیر
ا.ت:صبر کن تو اینجا چیکار میکنی
نوا:من و یونا هم میایم دیگه
ا.ت:جدی پس جمعمون جمعه خب من برم لباس بپوشم بریم فرودگاه
سانا:بدوو
ا.ت:باشه
{ویو ادمین}
سانا و ا.ت آماده شدن و با نوا منتظر یونا موندن که یونا هم اومد و همه رفتن
(ویو وقتی رسیدن به کره)
سانا:ا.ت بیدار شو
ا.ت:چیه نه
سانا:رسیدیم کره
ا.ت:اوکی
(رفتن خونه)
ا.ت:بریم بخوابیم
همه:بریم
(فردا سر میز صبحانه)
ا.ت:راستی سانا بهش فکر کردی اگه ردت کرد چیکار کنی
سانا:اره بابا تا این حد بی مغز نیستم
ا.ت:اها حتماً میخوای افسرده بشی و هیچکار نکنی
سانا:نه از قبل بهش پیام دادم و باهم اوکی شدیم
ا.ت:کی قراره ببینیس
سانا:امروز ساعت چهار بعدازظهر
ا.ت:اوکی
سانا:شما میرید بیرون
نوا و یونا:ما بلیط کنسرت داریم میگیریم شما هم میاید
سانا:من که قرارم
ا.ت:منم حوصله کنسرت ندارم حالا چه گروهیه
نوا:بی تی اس یونا:بلک پینک (با هم گفتند)
ا.ت:(خنده)حالا کدوم
نوا:امروز بی تی اس فردا بلک پینک راضی هستید
یونا:اره
سانا:راستی ا.ت امروز کاری نداری
ا.ت:نه والا
سانا:خب این دو تا که دارن میرن کنسرت مکس گفته یکی از دوستاتو اگه میخوای بیار میای تو
ا.ت:باشه
سانا:خب ساعت چهار آماده باش
اسلاید سه لباس هاشون
اسلاید چهار چمدون ا.ت و یونا
اسلاید پنج چمدون سانا
اسلاید شش چمدون نوا
اسلاید هفت عکس نوا
اسلاید هشت عکس یونا
بیا پایین
خب دوستان ببخشید چند وقت نبودم اینترنت نداشتم و نتونستم بنویسم و ببخشید اگه بد شد
(فلش بک به دو سال پیش)
سانا:ا.تتتتتتتت(داد)
ا.ت:چیه
سانا:از یه پسره خوشم اومده
ا.ت:اوووووو.اون پسر خوش شانس کیه
سانا: زهرمار اسمش مکسه اینم عکسش(اسلاید دو)
ا.ت:به نظر من زیاد خوش تیپ نیست تازه کره ایه
سانا:خب دیگه میخوام برم کره
ا.ت:چی بدون من
سانا:نه خانوم خانوما برای تو هم بلیط گرفتم فردا سفر داریم
ا.ت:چی الان به من گفتی تازه فردا هم است
سانا:اره بدو همه چیزا رو جمع کن
ا.ت:اوکیه
(فردا صبح)
سانا:بیدار شو دیر شده باید بریم فرودگاه(داد)
ا.ت:. بیدارم(هول)
(در خونه باز شد)
نوا:صبح بخیر
ا.ت:صبر کن تو اینجا چیکار میکنی
نوا:من و یونا هم میایم دیگه
ا.ت:جدی پس جمعمون جمعه خب من برم لباس بپوشم بریم فرودگاه
سانا:بدوو
ا.ت:باشه
{ویو ادمین}
سانا و ا.ت آماده شدن و با نوا منتظر یونا موندن که یونا هم اومد و همه رفتن
(ویو وقتی رسیدن به کره)
سانا:ا.ت بیدار شو
ا.ت:چیه نه
سانا:رسیدیم کره
ا.ت:اوکی
(رفتن خونه)
ا.ت:بریم بخوابیم
همه:بریم
(فردا سر میز صبحانه)
ا.ت:راستی سانا بهش فکر کردی اگه ردت کرد چیکار کنی
سانا:اره بابا تا این حد بی مغز نیستم
ا.ت:اها حتماً میخوای افسرده بشی و هیچکار نکنی
سانا:نه از قبل بهش پیام دادم و باهم اوکی شدیم
ا.ت:کی قراره ببینیس
سانا:امروز ساعت چهار بعدازظهر
ا.ت:اوکی
سانا:شما میرید بیرون
نوا و یونا:ما بلیط کنسرت داریم میگیریم شما هم میاید
سانا:من که قرارم
ا.ت:منم حوصله کنسرت ندارم حالا چه گروهیه
نوا:بی تی اس یونا:بلک پینک (با هم گفتند)
ا.ت:(خنده)حالا کدوم
نوا:امروز بی تی اس فردا بلک پینک راضی هستید
یونا:اره
سانا:راستی ا.ت امروز کاری نداری
ا.ت:نه والا
سانا:خب این دو تا که دارن میرن کنسرت مکس گفته یکی از دوستاتو اگه میخوای بیار میای تو
ا.ت:باشه
سانا:خب ساعت چهار آماده باش
اسلاید سه لباس هاشون
اسلاید چهار چمدون ا.ت و یونا
اسلاید پنج چمدون سانا
اسلاید شش چمدون نوا
اسلاید هفت عکس نوا
اسلاید هشت عکس یونا
بیا پایین
خب دوستان ببخشید چند وقت نبودم اینترنت نداشتم و نتونستم بنویسم و ببخشید اگه بد شد
- ۱۳۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط