وقتی بهت سیلی میزنه پارت ۱

وقتی بهت سیلی میزنه پارت ۱

با کوک رفته بودین مهمونی خانوادگی
از شانس بد دختر عمه ی کوک اونجا
بود
و اون کوک رودوست داشت ولی کوک نه
رفتی به مادرکوک کمک کنی
که با چیزی که دیدی قلبت شکست
اون کوک بود که دستش دور کمر میرا ( دختر عمه کوک ) حلقه کرده بود
یه قطره اشک از چشمانت سرازیر شد
ارایشت خراب شد برای
همین از پله های عمارت بالا رفتی
که بری سرویس بهداشتی
تا ارایشت رو درست کنی
وقتی خواستی از پله اای عمارت بیای پایین
ناگهان برگشتی و دیدی
میرا تورو از پله حل داد پایین
صدای داد کوک و خانواده اش
در عمارت
میپیچید
ناگهان همه چیز سیاه شد
وقتی بیدار شدی
توی بیمارستان بودی
و خانواده کوک
با نگرانی بهت نگاه میکردن
میرا : عزیزم خوبی چیزیت نشده حتما سرت گیج رفته
آت : تو منو حل دادی از پله ها
همه باهم به غیر از آت و میرا : چییییی
کوک : آت تو میفهمی چی میگی تو داری به میرا تهمت میزنی








دستم شکست 💔
شرط ۱۰ لایک❤
دیدگاه ها (۰)

و همینطور ۱۰ کامنت و ۵ فالور اگه تا فردا شرطا کامل بشه پارت ...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط