ترسیدهای

ترسیده‌ای؟
از که؟
از جهان؟
من جهان‌ات!
از گرسنگی؟
من گندم‌ات!
از بیابان؟
من باران‌ات
از زمان؟
من کودکی‌ات
از سرنوشت؟
من هم از سرنوشت می‌ترسم...

محمد الماغوط | ترجمه‌ی نجمه حسینیان
دیدگاه ها (۱۳)

ﭘﮋﻭﺍﮎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺸِﻨﯿﺪم!ﺍﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺻﺪﺍﻫﺮﭼﻪ ﺻﺪﺍﻫﺮﭼﻪ ﺻﺪﺍ...

نمی شود بدون دوست داشتن کسی زنده ماندتجربه کهنه ام را باور ک...

قلمرو موسیقیقلب استجایی که تو راه می رویهمه آهنگ هااز موهای ...

تا بحال شدهبه جایِ خیالمو ببافی!؟ #سید_صدرا_میرئی

به ما نیامده ابری در آسمان باشیمبه فکر بارش باران در این خزا...

"باسمه تعالی"شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع وششمین اختر تابناک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط