آغاز پادشاهی

آغاز پادشاهی

پلوتارک نوشته است که وی به آسیای صغیر فرار کرد، سپس در یک ارابه سربسته در لباس یک دختر یونانی به دربار ایران برده شد که جز حرمسرای یک نجیب زاده ایرانی شود. در آنجا با کمک یکی از صیغه‌های یونانی آرتابانوس توسط فرمانده گارد سلطنتی (هَزارَه پاتیش یا چیلیارکِ یونانی) که به شاه دسترسی داشت، تقاضای ملاقات با شاه را کرد. تمیستوکلوس در این جریان نام اصلی خود را فاش نکرد و اظهار داشت که قصد دارد مطالب مهمی را برای شاه فاش سازد. هنگامی که وی به حضور شاه رسید و نام خود را فاش کرد. وی اظهار کرد به علت علاقه و دوستی وی با ایرانی‌ها، یونانی‌ها او را دشمن خود می دانند، سپس گفت یونانی‌ها قصد بازداشت او را داشتند بنابراین، از شاه تقاضا کرد که با دادن پناهندگی، جان وی را نجات بخشد. اردشیر از اینکه یک سیاستمدار مشهور یونانی از وی تقاضای پناهندگی می‌کند، بسیار شادمان شد و در جواب اظهار داشت: برو و فردا بیا. هنگامی که تمیستوکلس برای بار دوم به حضور شاه رسید، درباریان که از نام وی آگاه شده و از کارهای گذشته اش باخبر بودند، به طور علنی احساس‌های خصمنانه خود را نسبت به وی ابراز داشتند و تهدید کردند که وی را تنبیه می‌کنند. ولی اردشیر که بصیرت بیشتری از درباریان داشت،

عکس #تمیستوکلس در مقابل اردشیر یکم
دیدگاه ها (۲)

آغاز پادشاهی نسبت به این یونانی بزرگواری نشان داد و دستور دا...

آغاز پادشاهی توکودیدس اضافه می‌کند که تمیستوکلس نفوذ فراوانی...

آغاز پادشاهی زودی پس از به تخت رسیدن اردشیر، تمیستوکلس به ای...

آغاز پادشاهیدر سال ۴۶۵ پیش از میلاد اردشیر یکم پس از به قتل ...

تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد … (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط