در جاده خیال تو قدم خواهد زد و ای کاش بارانی ببارد تا کسی

در جاده خیال تو قدم خواهد زد و ای کاش بارانی ببارد تا کسی اشکهای جاری از چشمانم را نبیند و میترسم از ان روزی که دیگر این جاده هم به پایان برسد چون پایان عادت روزمره جاده هاست
دیدگاه ها (۳)

ﺩﺭﮐِــﺖ ﻣﻴــﮑﻨـﻢ . . .:))) ﺗــﻮ ﺭﻭ ﭼــﻪ ﺑـﻪ ﺑـﺎ ﻣـَـﻦ ﺑـﻮﺩﻥ ...

کدام راه است که پای خسته را نشناسدکدام کوچه خالی از خاطره اس...

دوست داشتن از عشق برتر است، عشق یک جوشش کور است و پیوندی از ...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیس...

طواف بایستی از حجرالاسود آغاز و به آن پایان یابد. این ویژگی ...

دل که تنگ است، کجا باید رفت؟دلتنگیهیچ مقصدی ندارد.دلتنگی،راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط