انا المکسور خاطر من الکماط

انا المکسور خاطر من الکماط
وانا المشلوع کلبی من الطفوله
سبع سنین عمری وشیب الرأس
اشوف الفرح یمی وما انوله
سواها الزمان ویای بزماط
وأخذ منی الاریده بکل سهوله
حط بیه جرح مایرهم إخیاط
جرحی من الجدم للرأس طوله

#
دیدگاه ها (۱)

آتش عشق تورا خلق خریدار شدندجمله مخلوق جهان بنده دلدار شدندع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط