نه که خسته شده باشم ها

نه که خسته شده باشم ها
یا درمونده باشم و وا بمونم از این رابطه ...نه.
فقط هر قدمی برمیدارم مث یه ادمِ ترسویی ام که سرمو میچرخونم و دقت کنم که نکنه جای کسی و تنگ کنم
نکنه .....نکنه.....نکنه.....
از اینکه باید چشمامو رو خیلی چیز ها و کارها ببندم ؛
از این که همه چی شفاف نیست میترسم.🙂
دیدگاه ها (۱)

خیلی خسته ایم

کاش یکی بود ادم مینشست بی قضاوت باهاش راجبه همه چی حرف میزد ...

رها چو برگِ خسته در باد

دیگه دوست ندارم خودم باشمدیگه هیچوقت دوست ندارم خودم باشمدیگ...

رمان عشق من واقعیه

عاشقم باش Part 24

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط