:

:
غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه
خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی
هزاران سالِ دیگر کاش با بویِ تو برخیزم
به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگرد
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

موسیقی

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

شب التیام.

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط