اروم و بی صدا سمت راست

اروم و بی صدا سمت راست
یه قبر

. . . تنها نشسته بودم

چشمهام رو میبندم
و به فکر فرو میرم
میرم به گذشته ها دور یا شایدم نزدیک


. . . . . . . . . . . . . . . . . . .
⇚وای دیوونه کجا
قایم شدییییییی
اَه من چشمام رو میبندم بیا بیرون

⇠ روانی حالا چشماتو باز کن . . .
دیدی نتونستی پیدام کنی ;-)
من تو قایم با شک
از تو بهترم :):):)
حالا باید یه بستنی مهمونم کنی
. (⌒▽⌒)

⇚ اِ اِ اِ داداش من یکم جتلمن باشی بد نیستا

بعدشم تا وقتی داداشم کنارمه
عمرا دست توجیبم کنم(⌒▽⌒)

⇠ بیا بغل داداش که داداش عاشق این شیرزبونی هاته
. . . . . . . . . . . . . . . . . . .

آه از خاطره ها میام بیرون
اشکام رو پاک میکنم
و به اخرین دیدار مون فکر میکنم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . .
⇚محمــــــــــــد نرو لطفا

⇠وا چرا نَرم؟

⇚:'( من دلم داره شور میزنه
نرو لطفا
اصن اگه نری قول قول قول اون سجاده م که دوس داشتی رو بهت بدم

⇠اخه عزیز دلم دلیلی نداره دلت شور بزنه
بعدشم فقط یه هفته نیستم پیشت دیگه انقدر اه و ناله نداره
زودی برمیگردم پیشت
حالا گریه نکن باشه؟

⇚من دلم برات تنگ میشه چیکار کنم(╥_╥)

⇠فدای تو بشم باز که داری گریه میکنی
منم دلم برات تنگ میشه عزیزم
یادت باشه اگه جسمم کنارت نیست
روح م همیشه کنارته...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . .

اه کاش نمیذاشتم به اون سفر لعنتی بره
همش تقصیر من بود
حالا بخاطر این اشتباهم
تا اخر عمر از شنیدن صداش محرومم(╥_╥)(╥_╥)(╥_╥)
دیدگاه ها (۱۰)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

سناریو بونتن پارت ۷

پارت سیزدهم ساحل یونگی و جیمین کنار ساحل نشسته بودن در حال ص...

marry without love

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط