خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی

خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی
چون چین سر زلفی با جمع پریشانی

هر جا که پریشانیست دارد بدلم پیوند
مانند گره کافتد بر زلف پریشانی
دیدگاه ها (۰)

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت، "مویی نفروشم به همه ملک جه...

حرف ڪه میزنی پروانڪَی‌هاے دلـ.ـم را      به رقص در می‌آورے.....

گاهی یڪی میشهتمام زندگیت ،هستیت ، جونتمیدونی ڪهشاید هیچوقٺ ب...

مغروﺭ ﻧﯿﺴﺘم ﻓﻘﻂ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ توﺟﻪ ﺯﯾﺎﺩ؛ﺑﯽتوجهی ﻣﯿﺎﺭﻩباه...

سر کوچه #عشق دنبال تومی آیم به پرسیدن حال تومن آنم که بار غم...

سر کوچه #عشق دنبال تومی آیم به پرسیدن حال تومن آنم که بار غم...

سر کوچه #عشق دنبال تومی آیم به پرسیدن حال تومن آنم که بار غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط