مَعِشُوقِه وَحشیِ مَنـ...!
مَعِشُوقِه وَحشیِ مَنـ...!
پارت۵
شکلات تلخم فالو شه
بچم یه ماهه محدوده ایگش نکنید... 😁
@leviackerman
خوب اینم از این شروع کردم پارت دادن ایگم نکیند ایگ شم پاک میکنم همشونو... 😔
(علامت ات + علامت کوک $)
+ به دیوار نگاه میکردم مث کصخلا حالم اوکی نبود
چاقوی توی دستم رو باز کردم شزوع کردم به کشیدنش روی دستمـ...
دیگع نمیکشم زندگی سخت میگذره بسمه منو دزدین برا اون ولی اون منو اورد گذاشت خونه دارم گیج میشم
وایـ... 😔
ویو ساعت ۱ شب ات روی زمین خوابش برده زمین خونیه
(ات داره خواب بد میبینه)
عروسک بچگای ات میوفته روی زمین و خود به خود تا حال خونه میره
از حال یه صداهایی میره انگار یکی لنگ میزنه پاشو روی زمین میکشه و راه میره
+ کـ.. کــی ا...ونجاست؟؟
صدای خنده
+مامان؟؟ مامان؟؟
ات از اتاق میره بیرون میره سمت میزی که عروسک جلوشه
یه دست از زیر میز به سمت ات میاد ات دستو پای خودشو گم میکنه میخوره زمین یه ادم با چشمایی که کاملا مشکیه دور گردنش سیم پیچیده شده بود خفش کرده بودن پاش هم با سیم خاردار بسته بودن در استانه قطع شدت بود پاشو زمین میکشید میومد جلو...
ات خودشو میکشد عقب ولی روح به سمتش میرفتم
(روح شبیه مادر ات هست مادر ات توسط پدرش کشته شده چون پدرش خیانت میکرده و مادرش فهمیده وقتی با طلاق تهدیدش کرده پدرش کشتتش)
(علامت روح سرگردان~)
ات پشتش به دیوار خورد
+ نزدیک نشو ررو عقب
~ چطور تونستی بدون انتقامم با پدرت بمونی توهم باید بمیری
دستاشو میزاره روی گردن ات و شروع به خفه کردنش میکنه
(ات جیغ میکشه او از خاب میپره)
_ ات خوبی
گردنت گـ.. گردنت چرا زخمیه؟؟
خود، زنیـ..
+نهـ.. نه احتمالا توی خاب خاروندمش😅
خوبم نگران نباش داداشیـ...
_چرا یخ کردیـ..؟؟
دستتـ... دختره دیونهـ..
+داداش اممم عکس مامانمون داری؟؟
_چرا یهویی همچین سوالی میپرسی؟؟
+ روح وجود داره؟؟ یا شبح وجود داره؟؟
_ کص.. خل شدی اره؟؟
+بیخیال احمقـ...
از زبان ات(لباسامو پوشیدم سوار متورم شدم رفتم سمت شرکت)
خوب خوب اینم از این پارت امیدوارم خوشتون اومده باشه
اگه میخای بدونید ادامه ماجرا چیهـ...
اومم باید امارم بره بالا تا پارت بعد رو خز کنم😊🧋🍪
اسکی❌
بازنشر قشنک تره✅
پارت۵
شکلات تلخم فالو شه
بچم یه ماهه محدوده ایگش نکنید... 😁
@leviackerman
خوب اینم از این شروع کردم پارت دادن ایگم نکیند ایگ شم پاک میکنم همشونو... 😔
(علامت ات + علامت کوک $)
+ به دیوار نگاه میکردم مث کصخلا حالم اوکی نبود
چاقوی توی دستم رو باز کردم شزوع کردم به کشیدنش روی دستمـ...
دیگع نمیکشم زندگی سخت میگذره بسمه منو دزدین برا اون ولی اون منو اورد گذاشت خونه دارم گیج میشم
وایـ... 😔
ویو ساعت ۱ شب ات روی زمین خوابش برده زمین خونیه
(ات داره خواب بد میبینه)
عروسک بچگای ات میوفته روی زمین و خود به خود تا حال خونه میره
از حال یه صداهایی میره انگار یکی لنگ میزنه پاشو روی زمین میکشه و راه میره
+ کـ.. کــی ا...ونجاست؟؟
صدای خنده
+مامان؟؟ مامان؟؟
ات از اتاق میره بیرون میره سمت میزی که عروسک جلوشه
یه دست از زیر میز به سمت ات میاد ات دستو پای خودشو گم میکنه میخوره زمین یه ادم با چشمایی که کاملا مشکیه دور گردنش سیم پیچیده شده بود خفش کرده بودن پاش هم با سیم خاردار بسته بودن در استانه قطع شدت بود پاشو زمین میکشید میومد جلو...
ات خودشو میکشد عقب ولی روح به سمتش میرفتم
(روح شبیه مادر ات هست مادر ات توسط پدرش کشته شده چون پدرش خیانت میکرده و مادرش فهمیده وقتی با طلاق تهدیدش کرده پدرش کشتتش)
(علامت روح سرگردان~)
ات پشتش به دیوار خورد
+ نزدیک نشو ررو عقب
~ چطور تونستی بدون انتقامم با پدرت بمونی توهم باید بمیری
دستاشو میزاره روی گردن ات و شروع به خفه کردنش میکنه
(ات جیغ میکشه او از خاب میپره)
_ ات خوبی
گردنت گـ.. گردنت چرا زخمیه؟؟
خود، زنیـ..
+نهـ.. نه احتمالا توی خاب خاروندمش😅
خوبم نگران نباش داداشیـ...
_چرا یخ کردیـ..؟؟
دستتـ... دختره دیونهـ..
+داداش اممم عکس مامانمون داری؟؟
_چرا یهویی همچین سوالی میپرسی؟؟
+ روح وجود داره؟؟ یا شبح وجود داره؟؟
_ کص.. خل شدی اره؟؟
+بیخیال احمقـ...
از زبان ات(لباسامو پوشیدم سوار متورم شدم رفتم سمت شرکت)
خوب خوب اینم از این پارت امیدوارم خوشتون اومده باشه
اگه میخای بدونید ادامه ماجرا چیهـ...
اومم باید امارم بره بالا تا پارت بعد رو خز کنم😊🧋🍪
اسکی❌
بازنشر قشنک تره✅
- ۶۷
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط