شهید رسول خلیلی؛

شهید رسول خلیلی؛

آن طور که دوستانش تعریف می‌کنند شهید خلیلی بسیار شجاع بود.
یک بار در جریان درگیری یکی از فرماندهان تیر می خورد و باید به عقب برمی‌گشت.
به رسول می‌گویند تو پشتیبانی کن و آتش بریز تا ما بتوانیم فرمانده را عقب ببریم.
با خود گفتم الان رسول می‌رود پشت درختی جایی کمین می‌کند اما رسول رفت وسط جاده و شروع به تیراندازی کرد.
گفتم تا بروم و برگردم رسول شهید شده.
یک ربع طول کشید تا برگردم، دیدم نه هنوز مشغول تیراندازی است. گفتم بپر پشت وانت!
دیدم درحال حرکت رسول اسلحه‌های روی زمین را جمع می‌کند و میگوید حیف است باید از این اسلحه‌ها استفاده شود.
دیدگاه ها (۱)

بدون شرح . . .

فریبا داوودی مهاجر؛منافقین بی دفاع هستند باید به آنها کمک کر...

شرح در تصویر . . . ! ! !

اربعین نزدیک است . . .

سردار شهید قاسم سلیمانی یکبار خاطره‌ای از شهید مصطفی صدرزاده...

سردار شهید قاسم سلیمانی یکبار خاطره‌ای از شهید مصطفی صدرزاده...

---# 🩸 Red Line | مرز سرخ## پارت ۲ | اولین شبصدای تیراندازی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط