حسادت ، ناامیدانه ترین زندان در تمام دنیا بود. حسادت ، زن
حسادت ، ناامیدانه ترین زندان در تمام دنیا بود. حسادت ، زندانی نبود که به اجبار فرد دیگری به آن تبعید شود ، بلکه مکانی بود که ورود و جا گرفتن در آن اختیاری و داوطلبانه بود ؛ در را قفل می کنی و کلید آن را دور می اندازی. و روح کسی هم در این دنیا خبر ندارد که تُو در آنجا مَحبوس شده ای. البته اگر دلش می خواست ، می توانست فرار کند. زندان در حقیقت توی قلبش بود. ولی نمی توانست این تصمیم را بگیرد. دلش به سختیِ دیواری سنگی بود. اصل و جوهر حسادت همین بود.
- ۳۷۶
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط