یک بار دیگر می کنم با عشق تو آغاز !

یک بار دیگر می کنم با عشق تو آغاز !
ای آنکه از کوی دل من می کنی پرواز !

ای آشنای بی کسی هایم در این غربت
جز تو کسی دیگر برای من نشد همراز !

اینجا نشسته یک نفر با چهره ای غمگین
با یاد تو سر می دهد در زیر لب آواز !

آرامش محضی برایم مثل خوابیدن
آغوش تو در خلوت من می کند اعجاز !

ای بی خبر از این ‌تپشهای دل زارم !
یک چند لحظه بر منِ عاشق نظر انداز !

آهسته تر از کوچه های شهر من بگذر
تا زنده هستم عشق پاکت را بکن ابراز !

این خانه که پا می گذاری روی آن قلب است
چون می روی از خانه ام مگذار در را باز !

#وصی_پور
دیدگاه ها (۳)

در دل ڪوه و بیابان خانه می‌خواهد دلمخانه ڪه نه، ڪلبه‌ای ویرا...

آخرین پرنده را هم رها کرده‌امامّاچیزی در این قفس خالی هستکه ...

درد من این روزها از جنس دردی دیگر استکوچه ات بی من مسیر کوچه...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

ماهی کوچولو روزهای زیادی کنار نهنگ شنا میکرد و با او هم آواز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط