اینبار که آمدی بمان

اینبار که آمدی بمان
و مرا طوری به آغوش خود بکش
که انگار حسرت دیدارم را داشته ای
و من مرده ام
فردایش جوری که انگار
این مرده به دیدار تو
زنده شده است
با عشق مرا در آغوشت جای کن....
دیدگاه ها (۱)

تشنه بوسیدنــت بودم ولی...تا شنیـــدی تشنــه تر کـــردی مــر...

[ چیزای قشنگ هیچوقت دنبال خودنمایی نیستن. ]

در این #شب‌هادلم یک #تـــو می‌خواهد و یک آسمان پر از #ستاره ...

ﺯﻥ دوست ﺩﺍﺷﺘﻦِ ﻧﺼﻔﻪِ ﻧﯿﻤِﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﺪ،ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ واقعادو...

نگو اینو ، میتونی این کارو بکنی تو هیچ علاقه ای به من نداری ...

و چقدر زیباست داستان پروانه ای که آزادی خویش را برای عشق فدا...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط