من دلخوش به بعضی شبهام که به سراغم می آیی،چشم درچشم میشوی

من دلخوش به بعضی شبهام که به سراغم می آیی،چشم درچشم میشویم. اما....
اما توسکوت میکنی مگر نمیدانی من در حسرت شنیدن صدایت له له میزنم..حرف هایم را ازچشمانم میخوانی؟
یامنتظر شنیدن حرف هایم از خودم هستی!..
لب میگشایم تا بگویم به تو تمام نداشتن هایت را..نبودن هایت را..
اما تو چرا دور میشوی!؟ وچرا من تصور میکنم که تصویرت فقط در خواب بوده است..
راستی..من هنوز دلخوش همین بعضی شبهام.
دیدگاه ها (۱)

*یه روز تو خونه بودم مامانم هی صدام میزد هی میگفت حامیم جواب...

سید جعفر عزیزی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط