رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۸۳

دیانا: چرا اونجوری شد

ارسلان: چه جوری

دیانا: مامانم فهمید

ارسلان: کنرشو گرفتم و نشوندمش رو پام و گفتم اشکالی نداره که بعدشم خودت شروع کردی خوشگل خانم

دیانا: لبامو آویزون کردم و گفتم تقصیر من چیه

ارسلان: خنده ای کردم و به خودم فشردمش و گفتم تو که تقصیر نداری همش گردن منه

دیانا: تو چقدر پسر خوبی هستی

ارسلان :دیگه

دیانا: حالا پسر خوب نیری خرید
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۴ارسلان: شما جون بخواه خوشگل من ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۵ارسلان: کلید ک انداختم تو در در...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۲ارسلان: زنگ خونه خورد دیانا: ای...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۱دیانا: اشکال نداره گازه آرومی ا...

باد شکن شیطان مو قرمز Part 1

p12متیو : عروسکدیانا : هوممتیو : چه ادکلنی زدی دیانا : ادکلن...

p26سوار شدیم و به سمت سینما رفتیم یه فیلم جنایی درباره یه دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط