نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت !

نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت !
وحشتی دارد نبود وحشیانه ترین انقراض تاریخ و این که گفته‌ام توصیف چشمانت بود . . . .
بانو جان ...
بانو ... در کرانه آسمان، وقتی ابرها به لج بازی از رنگها در هم می‌پیچند
برای من لبخند بزن
و بگذار در قاب چشمانم عکسی از تو بگیرم، کنار ابرها . . . .
انگار ایستاده باشی تا با آسمان عکس دسته جمعی بگیری و چه سنگین می‌شود
... چشمانم بعد از این قاب
و مدام ... مدام ... خواب به چشمم می‌آید که تو را بیاورد که داری می‌خندی‌، می‌دوی
و من به آسودگی نگاهت می‌کنم
و چه عالی می‌شود‌ بدانم نه کسی منتظرت هست و نه کسی منتظر خنده هایت . . . . :)
[ نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت ]
دیدگاه ها (۴)

امشب اگر جامی دهی تا صبح مستت می کنممیخانه راتا بینهایت غرقه...

لبـــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب است ...

گفتی برو اما یقین کن بر نمیگردمحالا که از چشمان تو عزم سفر ک...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط