من عاقبت از اینجا خواهم رفت،

من عاقبت از اینجا خواهم رفت،
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.

دیری ست...
مثل ستاره ها چمدانم را،
از شوق،
ماهیان و تنهایی خودم،
پر کرده ام ولی،
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری،
در شرم صبح پر بگشایم.

با یک سبد ترانه ولبخند،
خود را به کاروان برسانم.
اما...
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.

🍃 شفیعی کدکنی🍃 
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵۰_مطب های "دکتر روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط