موضوع:برادر ناتنی من

موضوع:برادر ناتنی من
پارت ۹
صبح:
بیدارشدم در رو باز کردم و قایمکی رفتم تو اتاق خودم در رو باز کردم تهیونگ رو تخت بود
+یااااا تهیونگا تو اتاق من چکار میکنی
_بیا کلید اتاقت
+تهیونگگگگگگ کلید اتاق من دست تو چکار میکنه
_مطمئن بودم فرار میکنی کلید رو برداشتم
+بیشعوررررررر
_لطف داری
+برو ببرون
_اگه نرم
+برو کار دارم
_باشه منو نخور
+خوردتی نیستی
_ولی تو هستی
+مرض وایسا اگه نگیرمت
با دمپایی افتادم دنبالش خسته شدم برگشتم اتاق در رو فقل کردم رفتم حموم امدم لباس پوشیدم تقریبا باز بود ارایش کردم و موهامو دم اسبی بستم رفتم پایین
_خانم خانما با این لباس جایی نمیریا
+به تو چه مگه کیم هستی
_برادر جذابت
+نگا خودشو چقدر دست بالا میگیره
_من خودم نمیگم
+کی میگه
_تو
+یاااااا چرا زر میزنی
_خودم توی دفتر خاطراتت خوندم
+پدصگ تو به دفتر خاطرات من دست زدی میکشمت
_بابام بابات 🤣🤣🤣
+درد
_کجا میری
+به تو چه
_بگووووووو
+خرید
_منم میام
+تو گوه خوردی
_ا.ت میکشمت
+ا.ت میکشمت (ادا دراوردن)
_مرض کثافت ک.... ش ک...... ل....... اشک
+اینه
چند دقیقه میشد هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد
+تهیونگ
_هم
+میگم به ی شرطی میزارم بیای
_چه شرطی
+بزاری هر لباسی دلم خواست بخرم
_هوف باش
+اوک حاضر شو بریم
_صبحانه بخور
+خودت
_خوردم
+تک خور عوضی
شروع کردم به صبحانه خوردن رژ لبم پاک شد دوباره زدم تهیونگ امد سپار ماشین شدیم و رفتیم مرکز خرید ی عالمه لباس باز خریدم با کیف و کفش رفتیم ناهار خوردیم بعد رفتیم شهر بازی بعد تهیونگ بردم بار اولش ترسیدم ولی بعدش اوکی شدم هیچی نخوردم چون میترسیدم خیلی زیاد برگشتیم خونه تهیونگ مست بود بردمش و رو کاناپه درازش کردم براش اب بردم خوابید همون رو کاناپه ساعت رو گذاشتم رو ۶:۰۰ صبح خوابیدم ساعت زنگ خورد بیدار شدم باید میرفتیم دانشگاه (بچه ها دانشگاه رو مدرسه مینویسم) تهیونگ رو بیدار کردم صبحانه خوردیم حاضر شدیم و رفتیم مدرسه روز اول تهیونگ گند زد انقدر خندیدم دل درد گرفتم
یک هفته بعد :
مامان بابا امدن خیلی خوشحال بودم ولی هوف دانشگاه ریده بود تو مخم تهیونگ درس خوب بود خوشم امده بود از درسش باهم میرفتیم مدرسه و برمیگشتم خوش بودیم باهم بعد از دوسال تهیونگ ازدواج کرد صاحب ی بچه شد که پسره بچش هنوز یک سالشم نشده تهیونک میخواد منم شوهر بده هوف دلم میخواد تهیونگ رو بزنم وای خب چی میشه کرد من هنوز دانشگاه میرم ولی اگر بگن دانشگاه نمیری ولی ازدواج کن صد در صد میکنم با اینکه از پسرا بدم میاد

پایان

ببخشید اگر بد شد اخرش مغزم دیگه کار نمیکرد
دیدگاه ها (۰)

موضوع:برادر ناتنی من پارت ۸( اسمات هست دوست نداری نخون )ویو ...

موضوع:برادر ناتنی منپارت ۷+خب ببین تهیونگ اینجا رو هیچکس ندی...

P: 8. MY home

پارت: ۲ یه توضیح کوچیک بدم انا بعد از مافیا شدن از خانوادی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط