P20

«صبح»
«ویو هانا»
با حالت تهوع شدیدی از خواب بلند شدم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم
+(عوقققق)
بعد اینکه کارم تموم شد اومدم بیرون
دلم و سرم بدجور درد میکرد،جونگکوک و بیدار کردم
+کوک
-هانا؟چرا بیداری؟
+حالم خوب نیست
یهو جونگکوک از حالت خواب در اومد و نشست رو تخت
-چته عزیزم؟
+خوب نیستم الان بالا آوردم دلو سرم درد می‌کنه
-باشو آزمایشو بردار بریم دکتر
+باشه
بعد از اینکه حاضر شدیم آزمایشو برداشتم
رفتم پایین سوار ماشین شدم جونگکوکم اومد نشست
-اخخخ سوییچمو یادم رفت
+ای بابا
-زودی بر میگردم
+باشه
از ماشین پیاده شدو رفت
یهو دیدم از گوشیم یه صدایی اومد
نگاه کردم که دیدم یه تکست از طرف ناشناسه
بازش کردم که دیدم نوشته«خوشمیگذره خوشگله؟»
+این دیگه کیه؟
دوباره پیام اومد«منتظرم باش خوشگله قراره خون به پا کنم»
+چی
یهو دیدم جونگکوک اومد
گوشیمو سریع گذاشتم تو جیبم
-هانااا
+واییی چیه چرا داد میکنیی؟
-دارم باهات حرف میزنم حواست کجاست؟
+خب چی گفتی؟
-سوال منو با سوال جواب نده
+یه لحظه هواسم پرت شد
-هوفف
راه افتاد سمت بیمارستان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-بالاخره رسیدیم
پیاده شدیم به سمت ورودی رفتیم
داخل شدیمو چون خلوت بود مستقیم به سمت اتاق دکتر رفتیم
+سلام
دکتر:سلام چه کمکی از دستم بر میاد
+اومدیم آزمایشمو ببینید
عینکشو زد به آزمایش نگاهی کرد
-چطوره؟
دکتر:تبریک میگم شما حامله آید نه یکی بلکه دوتا
شک سنگینی بهم وارد شد
-یعنی دو قلو؟
دکتر:بله
جونگکوک با خوشحالی سرشو به سمتم چرخوند
+وایی باورم نمیشه من دارم مامان میشم
دیدگاه ها (۲۸)

P21

P22

P19

پارت هجده تو هایلایتاست

بیب من برمیگردمپارت : 100(جنی) چشمامو باز کردم فکر کردم مردم...

واییی باورم نمیشه دارم پارت میزارم و خب باید بگم ادامیننن گل...

بیب من برمیگردمپارت: 117جونگکوک بعد از اینکه سفارش داد نشست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط