انتهای زتدگی است

انتهای زتدگی است
یاد اش
مرا
فراموش

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱۸)

عقل می دانست نمی مانیلیکمجنون چشمان من بودکهتو را لیلی می دی...

یک شهر به تماشا نشسته اند تا زمین خوردنم را ببینندحالکه لنگ ...

دلتنگی اتبه جایی رسانده مراکه چاره اگر مرگ هم باشدمی پذیرم...

منم ان مترسک بی ازار مزرعهکه کشاورز هر از گاهی مرا سنگی زند...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد کجایی ...🥲

محبوب بر من ببخش گاه چنان دوست دارمت.کز یاد میبرم که مرا برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط